۴۴۳۲۸۷۶۳ - ۰۲۱
استراتژی مجاهده تحول بخش- قسمت اول

استراتژی مجاهده تحول بخش- قسمت اول: برنامه ریزی استراتژیک چیست؟

̋خیلی­ها مدیریت را حاصل طرز فکر یا غریزه می­دانند، اما به گمان من قدرت رهبری، ریشه در فراز و نشیب­های زندگی دارد. بخشی از آن به تحصیل است اما بخش یزرگش به سرما و گرمایی که در دوران خدمت در پلکان گوناگون رهبری چشیده­اید باز می­گردد.̋

Boss Talk & John Chambers

تاریخچه استراتژی:

سابقه مفاهیم استراتژی به ۳۴۰ سال قبل از میلاد مسیح باز می گردد. قدیمی ترین اثری که در این مورد وجود دارد نظریات ژنرال چینی سان تزو در کتاب جاودانه “هنر جنگ” است. وی در این کتاب چگونگی استفاده از مفاهیم استراتژی برای غلبه بر دشمن را تشریح کرده است. سابقه استراتژی با مفهوم امروز آن به دهه ۱۹۶۰ باز می گردد. مفهوم استراتژی برای اولین بار توسط وزارت دفاع امریکا پایه گذاری شد. خیلی زود توسط کنت اندروز و همکاران وی به دنیای کسب و کار راه یافت و مورد استقبال و بکارگیری شرکت­های صنعتی قرار گرفت. دهه ۱۹۷۰ اوج شکوفایی برنامه ریزی استراتژیک بود و سازمان­ها از این رویکرد برای توسعه مریت های رقابتی خود بهره می­جستند.

استراتژی:

تعریف جامعی از” استراتژی ” درفرهنگ لغت آورده شده است. ” علم وهنر به کارگرفتن نیروهای سیاسی، اقتصادی، روانی، نظامی یک ملت یا گروهی ازملتها برای حداکثرحمایت ازسیاسیتهای اخذ شده درجنگ یا صلح. ”
هنری مینتزبرگ، استراتژیست معروف کانادایی، پنج تعریف از استراتژی ارائه داده است که بدان می توان P5 نام نهاد[۱]. یعنی می توان استراتژی را به معنای طرح و نقشه، ویا صف آرایی، و یا الگو، و یا موضع، و یا دیدگاه تعریف نمود.[۲] البته برخی صاحب نظران مؤلفه ششمی را برای استراتژی در قالب شش p بر شمرده اند یعنی ترویج و پیشرفت   promotion.

استراتژی برنامه نیست ولی برای ظهور، رشد و اثر بخشی نیازمند برنامه است. هیچ سازمانی را نمی­توان صرفا با استراتژی اداره کرد. برنامه ریزی زیر بنای اداره سازمان­هاستو برنانه برای سازمان­ها توان اقتصادی، توسعه قابلیت­ها و رشد را به همراه خواهند داشت. علاوه بر این، ایجاد ساز و کارهای  فرصت یابی استراتژیک نیز مستلزم برنامه است. ̋استراتژی̋ و  ̋برنامه̋ دو برنامه مکمل یکدیگر هستند.

برنامه ریزی  استراتژیک 

تدوین و تنظیم برنامه ریزی استراتژیک فرایندی است که از اتفاق نظر برای تلاش در جهت برنامه ریزی آغاز و به اجرا ،ارزیابی و بازخورد نتایج ختم می شود.

فرایندی است برای تشخیص سیاستهایی که ( اگربه موارد اجرا گذاشته شوند) باعث می شوند پیش بینی های وضع آینده به وضع دلخواه ما تبدیل شوند.

برنامه ریزی استراتژیک ، آماده سازی سازمان برای پلسخگویی مناسب و بهنگام در مقابل تغییرات محیطی (داخل و خارج ) سازمان می باشدو بهمین جهت از پویایی و دینامیسم برخوردار است.

“لورنج”معتقد است هربرنامه ریزی استراتژیک باید به این چهار پرسش اساسی پاسخ دهد:

۱- به کجا می رویم؟ (فلسفه وجودی)

۲- چگونه می خواهیم به مقصد برسیم؟ (استراتژی)

۳- امکانات ما برای اقدام چیست؟ (بودجه)

۴- چگونه آگاه می شویم که در مسیر درست حرکت می کنیم؟ (کنترل)

[۱] ۵Ps: Plan, Ploy, Pattern, Position, Perspective

[۲] جیمز براین کوبین، هنری مینتزبرگ، رابرت جیمز، مدیریت استراتژیک: فرآیند استرتژی، ترجمه محمد صائبی، تهران: مرکز آموزش مدیریت دولتی، ۱۳۷۳، صص۳۸-۴۰٫

به اشتراک بگذارید :

شاید این موارد نیز مورد علاقه شما باشد :

تمامی حقوق مادی و معنوی برای این وب سایت محفوظ می باشد .