افزایش بهره وری

افزایش بهره وری با خوردن یک قورباغه زنده در ابتدای صبح!

یکی از اولین کتاب‌ها در زمینه افزایش بهره وری کتاب “قورباغه ات را قورت بده” از برایان تریسی هست. این کتاب که در سال 2001 منتشر شده و از مزایای تمرکز بر یک چیز در هر زمان را به شما خواهد آموخت. این کتاب به شما نشان می‎دهد که چگونه تمرکز می‎تواند جهتگیری و انگیزه فرد را در کل روز فراهم نماید.

در این مطلب قصد داریم دلیل این امر را توضیح دهیم و چند نکته عملی را برای کمک به شما و پیشرفت چشمگیر در رسیدن به اهداف شخصی تان به اشتراک بگذاریم. شما نباید برای رسیدن به کارهای موجود در پایین لیست خود، آنچه را که برایتان اهمیت دارد مانند خانواده و اهدافتان را قربانی کنید.

یکی از نکاتی که کتاب “قورباغه را قورت بده” به آن تاکید دارد این است که شما باید صبح امروز مهمترین کار خود (MIT) را انجام دهید. اگر بتوانید این کار را عملی کنید، باقی روز در مقام مقایسه آسانتر خواهد بود. برایان تریسی در کتاب خود، این وضعیت را “قورت دادن قورباغه” نام نهاده است. الهام بخش اصلی برای انتخاب این عنوان، سخنی از مارک تواین است:

“اول صبح یک قورباغه زنده بخورید و پس از آن هیچ اتفاق بدتری در بقیه روز برای شما رخ نخواهد داد.”

در اینجا یک نکته مهم در ارتباط با بهره وری وجود دارد: چیزهای ناامید کننده (یا دشوار) همان چیزهایی هستند که شما تمایل به تعویق آنها دارید. شاید این کارها، کارهایی نباشند که از انجامشان متنفرید، اما هرگاه وقت آن می‎رسد که روی آنها کار کنید، درمی‎یابید که به سراغ چیز دیگری رفته‎اید. افراد تمایل دارند که به جای دست و پنجه نرم کردن با مسائل و انجام کارها، به دنبال حواس پرتی باشند. اما از طرفی این مسائل به طور معمول بیشترین تأثیر مثبت را در زندگی افراد دارند. بنابراین اگر در ابتدای روز که بیشترین انرژی ذهنی را در اختیار دارید بتوانید بر عادت تعلل غلبه کرده و نسبت به انجام مهمترین کارهای خود اقدام نمایید، این قدرت را خواهید داشت که وضعیت خود را به حالت بهتری تغییر دهید.

به عبارت ساده تر، قورباغه شما مهمترین کار شما است. همان چیزی است که شما را بیشتر از هر چیز به سمت آینده ایده آلتان سوق می‎دهد. کاری که احتمالاً بسیار مهم است، اما خیلی فوری نیست.

مورد دیگری که می‎خواهیم در مورد آن صحبت کنیم آن است که چگونه خستگی تصمیم، قدرت شما را کاهش داده و بهره وری‎تان را خدشه دار می‎نماید. افراد در پایان روز در موقعیتی نیستند که بتوانند تصمیم خوبی بگیرند. زیرا انرژی فرد در انتهای روز کم می‎شود. بنابراین رویکرد بهتر این است که انجام کارهایی را که بیشترین اهمیت را دارند در ابتدای روز برنامه ریزی کنید، چرا که بیشترین منابع ذهنی را برای اختصاص دادن به آن، در درون خود دارید.

علاوه بر این، در اوایل روز عموماً کمترین میزان حواس پرتی را خواهید داشت. حتی اگر تنها زندگی می‎کنید، زود از خواب برخاستن می‎تواند به شما کمک کند تا قبل از اغتشاشات فکری، چیزهایی که مهم هستند را پیدا کنید.

اگر لازم است از همکار خود سؤالی راجع به چیزی بپرسید، به احتمال زیاد نمی‎توانید (یا نباید) این کار را در ساعت 5 صبح انجام دهید، بنابراین صبح زود حتی در این مورد فکر نخواهید کرد و از آنجا که حواس پرتی کمتری وجود دارد، معمولاً در صبح متمرکزتر نیز می‎شوید.

بسیاری از نشریات تجاری مشهور درباره مدیرعامل‎های فوق العاده موفق اینطور نوشتند که زود بیدار می‎شوند و از این اصل بهره می‎برند تا شرکت های خود را با موفقیت بسازند. مدیرعامل یکی از شرکت‎های بزرگ گفته است او دوست دارد زود از خواب بلند شود و با دانستن اینکه بقیه رقبای او هنوز خواب هستند به کار بپردازد. اگر رویایی برای یک پروژه بزرگ یا یک کسب و کار پرسود دارید، اگر واقعاً می‎خواهید شاهد رشد آن باشید، قورباغه خود را قورت بدهید و در ابتدای روز آن کار مهم خود را انجام دهید.

اگرچه ممکن است این کار در ابتدا دشوار باشد، اما پس از مدتی برای شما اعتیاد آور خواهد شد! شما عاشق انگیزه ای خواهید شد که از اقدام در مورد MIT (مهم ترین کار) دریافت می‎کنید. هنگامی ‎که یک مسئله را از سر راه برمی‎دارید، اتمام کارهای دیگر موجود در لیست کارهای شما، نسبتا راحتتر به نظر خواهند آمد. در نتیجه برای بقیه روز انجام باقی کارها را تنظیم می‎کنید و مهم نیست که چه اتفاقی می‎افتد.

هنگامی‎ که قورباغه خود را قورت می‏دهید، می‎توانید در ادامه روز در مورد آنچه که تاکنون انجام داده‎اید، احساس خوبی داشته باشید.

اما اگر فقط به محض شنیدن صدای آلارم ساعت 7، تلفن هوشمند خود را خاموش کنید، این اتفاق هرگز رخ نخواهد داد. اگر برای خوردن قورباغه خود جدی هستید، باید کمی‎ زودتر از خواب بیدار شوید.

چگونه میتوان به یک فرد سحرخیز تبدیل شد؟

فرد سحرخیز

در این مرحله، در مورد آنچه که تاکنون گفته شد احتمالاً یکی از دو واکنش زیر را تجربه کرده اید:

  1. شما هیجان زده شده و بالا و پایین می‎پرید؛ زیرا شما فردی سحرخیز هستید
  2. شما آماده هستید که برنامه ریزی شخصی خود را به شخصی دیگر بسپارید زیرا شما فردی سحرخیز نیستید.

اگر جزء دسته دوم باشید، احتمالا زندگی شلوغی دارید. هر روز ساعت 7 صبح از خواب بیدار می‎شوید و ساعت 9 در محل کار خود ظاهر می‎شوید. کجا می‎توانید زمانی برای کار روی پروژه های شخصی خود پیدا کنید؟ پاسخ ساده است، اما ممکن است آن را دوست نداشته باشید …

زودتر از خواب بیدار ‎شوید.

ممکن است که این کار مشکل باشد، اما بهتر است آن را بپذیرید. اجازه دهید در این زمینه بیشتر توضیح دهیم.

چگونه رژیم غذایی خوردن قورباغه، زندگی من را تغییر داد

رژیم غذایی خوردن قورباغه

مدتها پیش از کار با شرکت Asian Efficiency، من کارهای خیلی زیادی انجام داده بودم. در تلاش برای فرار از کسالت زندگی روزمره، پادکست ها را کشف کردم. و یکی از اولین پادکست هایی که به آن گوش دادم از زبان فردی به نام  Thanh بود که مهمان آن قسمت از پادکست بود. در آن پادکست، صحبت‎های او را شنیدم که درباره کتاب برایان تریسی حرف می‌زد و فوراً بیرون رفتم و آن کتاب را خریدم. من از همان ابتدا به فکر قورت دادن قورباغه ام افتادم.

یک یا دو سال پس از آن این ایده را داشتم که یک کتاب بنویسم. مطالعات شخصی زیادی انجام دادم و توانستم موارد موازی بسیاری بین بهره وری و خادمیت در کتاب مقدس پیدا کنم. با خودم فکر کردم، “این شگفت انگیز است! نمی‎توانم باور کنم که هیچ کس این را قبلاً ندیده باشد! ” بنابراین تصمیم گرفتم کتابی درباره بهره وری کتاب مقدس بنویسم (که 8 ماه بعد منتشر شد).

مسئله این بود که من هیچ چیز در مورد نوشتن کتاب نمی‎دانستم. در مدرسه از کلاس ادبیات متنفر بودم. بنابراین از ابتدا شروع کردم و تصمیم گرفتم چگونه نوشتن را بهتر یاد بگیرم. و هیچ روشی بهتر از داشتن یک وبلاگ و نوشتن مطلب به طور روزانه برای یادگیری چگونه نوشتن وجود ندارد. بنابراین یک وردپرس نصب کرده و هر روز ساعت 5 صبح بیدار می‎شدم تا قبل از اینکه به دفتر بروم، کمی بنویسم.

هدف من نوشتن 1000 کلمه در هر روز صبح بود. این قورباغه من بود. گاهی اوقات هدفم را محقق نموده و گاهی اوقات این کار را نمی‎کردم – اما من قورباغه ام را می‎خوردم و هر روز می‎نوشتم. و هنگامی‎ که تمام می شد، آنچه را که نوشته بودم منتشر می‎کردم. اهمیتی در این مورد نمی‎دادم که از نظر کسی نوشته‎های من وحشتناک به نظر برسد. من به تکرار نیاز داشتم.

اینکار را به مدت دو هفته انجام دادم تا اینکه متوجه آگهی استخدام شرکت  Asian Efficiency شدم. من در ابتدا علاقه ای به کار تمام وقت نداشتم، اما با مدیر شرکت تماس گرفتم و از آنها پرسیدم که آیا به دنبال مطالب وبلاگ مهمان هستند. به یاد می‎آورم که آنها به من گفتند “در واقع ما چنین کاری انجام نمیدهیم. اما اگر چیزی برای نشان دادن دارید، لطفا آن را ارسال نمایید.” به این ترتیب، من وبلاگ خود را ارسال کردم و فرض را بر این گذاشتم که این مکالمه به پایان رسیده است (به هرحال من نویسنده ای بودم که نمی‎دانستم چگونه بنویسم).

اما پیامی از مدیر شرکت به من رسید که: “مطالب شما خوب است، می‎توان گفت که ما کتاب های مشابه زیادی خوانده ایم و دارای ذهنیت مشابهی هستیم. پس بیایید شروع کنیم. ” بنابراین من تقریباً 4 سال پیش شروع به نوشتن این پستها کردم! پس از اضافه نمودن چند پست دیگر، از من خواسته شد تا با بروزرسانی نسخه 2 وبلاگ خود به آنها کمک نمایم و در نهایت به صورت تمام وقت به تیم Asian Efficiency  پیوستم.

همه اش به این خاطر بود که من هر روز قورباغه ام را می‎خوردم.

اما من یک فرد صبحگاهی نیستم!

خوردن قورباغه خوردن صبحانه

در واقع، من خود را جغد شبانه می‎دانم. و اگر کسی وجود داشته باشد که دلیلی برای خوردن قورباغه خود در صبح نداشته باشد، احتمالاً آن فرد من هستم.

هنگامی‎ که 18 سال داشتم، در حالی که در صف مک دونالد ایستاده بودم، دچار یک تشنج شدید شدم. خوشبختانه، یک پرستار هم آنجا حضور داشت و تا زمانی که آمبولانس برسد، مرا نجات داد و به بیمارستان منتقل کرد. به یاد دارم که یک لحظه از خواب بیدار شدم، از پنجره آمبولانس به بیرون نگاه کردم و پدرم را که در ماشین پشت سرمان بود از طریق پنجره آمبولانس دیدم. لحظه بعد به درون سیاهی فرو رفتم و دوباره در تخت بیمارستان از خواب بیدار شدم.

بیماری صرع برای من تشخیص داده شد و از آن پس دارو درمانی کردم. به من گفتند که خوش شانس هستم زیرا این نوع از صرع کیفیت زندگی من را تحت تأثیر قرار نمی‎دهد، اما از این پس باید همیشه دارو مصرف کنم. بنابراین داروهایم را مصرف کردم و حدود 2 هفته بعد مجددا به بیمارستان بازگشتم؛ چرا که تقریبا 12 ساعت در روز می‎خوابیدم. می‎دانستم که داروها باعث خواب آلودگی من می‎شوند، اما این مسخره بود.

معلوم شد برای من به اندازه یک فرد 150 کیلویی دارو تجویز شده بود (در آن زمان حدود 75 کیلوگرم وزن داشتم). بنابراین دارویم تعدیل شد و از آن زمان تاکنون هیچ مشکلی نداشتم (به جز اینکه یک فارغ التحصیل دانشگاهی نیستم و مدرک خود را نگرفته ام).

اما حرف من این است: من به خواب احتیاج دارم! کمبود خواب یکی از مواردی است که می‎تواند باعث تشنج شود، بنابراین باید مطمئن شوم که می‎توانم هر شب حداقل 7-8 ساعت به خوبی بخوابم.

مشکل این است که من یک کودک 5 ساله نیز دارم که 10 ساعت یا کمتر می‎خوابد. همانطور که والدین فرزندان کوچک می‎دانند، خوابیدن با وجود بچه بسیار سخت می‎شود. اما برای من گزینه دیگری وجود ندارد. من باید هر شب خوب بخوابم.

با وجود همه اینها، حتی در حین یک کار تمام وقت و انتشار مطالب برایAE ، توانستم زود از خواب برخیزم، قورباغه خود را قورت دهم و کتاب خود را منتشر نمایم.

پس اگر من می‎توانم این کار را انجام دهم، پس شما هم می‎توانید.

دوران تحول

دوران تحول افزایش بهره وری

اگر در حال حاضر ساعت 7 صبح از خواب بیدار می‎شوید، بعید به نظر می‎رسد که از فردا بتوانید با آلارم ساعت 5 صبح از خواب برخاسته و انتظار داشته باشید که این به صورت یک عادت درآید. اگر مثل من باشید، به احتمال زیاد نیاز به تحولی برای زودتر از خواب بیدار شدن دارید.

استراتژی ساده ای وجود دارد که من قبلاً برای از خواب بیدار شدن از آن استفاده کرده‎ام.

  1. زمانی را که برای بیدار شدن در نظر داشتم، تعیین کردم (5 صبح).
  2. به طور مداوم ساعت زنگ دار خود را 5 دقیقه زودتر از روز قبل تنظیم نمودم. بنابراین روز اول، ساعت را برای 6:55 صبح، روز دوم برای 6:50 صبح، و… تنظیم کردم.
  3. وقتی زنگ خاموش شد از خواب بیدار شدم و می‎دانستم ممکن است کمی ‎خسته تر از حالت عادی باشم.
  4. شبها زودتر به رختخواب رفتم (که خیلی راحت بود زیرا معمولاً خیلی خسته بودم).

بنابراین بعد از گذشت تنها دو هفته، توانستم هم ساعت رفتن به رختخواب و هم زمان بیدار شدنم را چند ساعت جابجا نمایم.
نکته دیگری که واقعاً به این تحول کمک می‎کند این است که سعی کنید شب‎ها زمانی را که به صفحه مانیتور یا گوشی نگاه می‎کنید، محدود نمایید. نور آبی صفحه کامپیوتر یا گوشی هوشمند باعث می‎شود بدن شما تولید ملاتونین را کاهش دهد. ملاتونین همان ماده شیمیایی است که به شما کمک می‎کند به خواب بروید. نگاه کردن به صفحه نمایش قبل از خواب باعث می‎شود بدن شما فکر کند که دیروقت نیست. به این ترتیب انتقال به حالت خواب بسیار سخت تر می‎شود.

حتی یک گزارش بهداشتی از دانشگاه هاروارد نشان می‎دهد که این نور آبی ممکن است به مشکلاتی مانند دیابت و چاقی نیز مربوط شود. اما حداقل ضرر آن این است که اگر در تلاش باشید زودتر بخوابید و زودتر از خواب بیدار شوید، کارتان را سختتر خواهد کرد.

نسخه های جدیدتر macOS و iOS از ویژگی های Night Shift برخوردار هستند و با تغییر رنگ صفحه نمایش شما در شب، به رفع این مشکل کمک می‎کنند. اما به نظر من، این کار به خوبی انجام نمی‎شود.

اگر واقعاً مجبور هستید تا نیمه‎های شب از کامپیوتر خود استفاده کنید و نمی‎خواهید تحت تأثیر نور آبی قرار بگیرید، بهتر است به جای آن از چیزی مثل f.lux استفاده نمایید.

اپلیکیشن f.lux برای مسدود کردن نور آبی خیلی بهتر انجام کار می‎کند و تیم پشت آن واقعاً این موارد را درک می‎نمایند. اگر می‎خواهید در مورد این موضوع عمیق تر شوید، یک بخش تحقیقاتی کامل در وب سایت f.lux   وجود دارد.

مشکلات / اعتراضات رایج

اکنون که می‎دانید چگونه زودتر از خواب بیدار شوید، برخی از مشکلات رایجی که مردم با آن مواجه شده و مسائلی که  هنگام خوردن قورباغه هایشان دارند، در اینجا آمده است.

” مهمترین کار من، خیلی بزرگتر از آن است که در یک روز به انجام برسد. بنابراین همیشه برای کار کردن روی آن مشکل دارم.”

اگر شما هم مشکلی مشابه همین دارید، احتمالاً کارهای خود را به اندازه کافی به وظایف کوچکتر نشکسته‎اید. به یاد داشته باشید که روی مهمترین کار خود تمرکز می‎کنید، نه مهمترین پروژه خود. اگر من مجبور می‎شدم صبح بنشینم و کل یک فصل از کتاب را بنویسم، این حجم از کار بیش از حد مرا آزار می‎داد و هیچ وقت چیزی نمی‎نوشتم.

بنابراین کارهای خود را تا حدی بشکنید که دیگر نتوان آن را به کارهای کوچکتری تقسیم کرد و سپس صبح در مورد آن یک کار اقدام نمایید. با ساده تر کردن انجام یک اقدام، اصطکاک موجود در شروع کار را از بین می‎برید. این امر فرآیندی را که ما آن را شعله خورشید می‎نامیم فعال می‎کند و غلبه بر تعلل ناشی از خوردن قورباغه شما را بسیار ساده تر خواهد کرد.

“من کارهای مهم زیادی دارم که نمی‎توانم انتخاب کنم روی کدام یک از آنها کار کنم.”

برایان تریسی در کتاب خود در واقع در این مورد نیز صحبت می‎کند. اولین قانون قورباغه خوردن این است: اگر مجبور هستید دو قورباغه بخورید، ابتدا قورباغه زشت تر را بخورید.

بنابراین باید ابتدا از بزرگترین، سخت ترین و مهمترین کار خود شروع کنید. خودتان را آموزش دهید تا بلافاصله زشت ترین قورباغه خود را انتخاب کرده و تا زمان انجام کار به آن بچسبید. ممکن است ابتدا کار ساده تر را شروع کنید، اما این کار را نکنید! با آن مانند یک چالش شخصی رفتار کنید.

” ناگهان خود را در حالتی می‎یابم که در حال جلو و عقب پریدن بین MIT ها (مهم ترین کارهایم) هستم و کار زیادی نمی‎کنم.”

این اتفاق اغلب زمانی می‎افتد که شما تصور روشنی از مهمترین کارهای خود ندارید. هنگامی‎ که این اتفاق می‎افتد، همه وظایف مهم به نظر می‎رسند و توجیه جلو و عقب پریدن بین آنها آسان است. اما این رویکرد در پایان شما را با انبوهی از کارهای ناقص باقی می‎گذارد. به علاوه، هر بار که این کار را انجام دهید، مجازات تعویض کار را متحمل می‎شوید؛ به این معنی که ضربه بزرگی به بهره وری شما وارد می‎شود.

یک راه حل برای این مشکل، استفاده از یک چارچوب تنظیم هدف برای تعیین مهمترین وظایف است. در برخی شرکت‌ها، چهارچوب‌های 12 هفته‎ای بسیار محبوب است. هنگامی‎ که شما از چیزی شبیه به این برای ترسیم پیشرفت خود استفاده می‎کنید، تصمیم گیری در مورد اینکه کدام کارها مهمتر هستند (یا اینکه کدام کارها جلوی پیشرفت دیگر کارها را می‎گیرند) ساده تر است. تنها کاری که باید انجام دهید این است که از خودتان یک سؤال بپرسید:

کدام کار است که با انجام آن همه کارهای دیگر ساده تر یا غیر ضروری خواهند شد؟

وقتی چارچوبی برای اندازه گیری موفقیت در نظر دارید، پاسخ به این سؤال بسیار ساده تر می‎شود و این که آیا شما از سیستم 12 هفته‎‎ای استفاده می‎کنید یا نه. کمی ‎برنامه ریزی در مورد آینده، انجام کارهای روزانه را با نشان دادن این که ابتدا کدام قورباغه را باید بخورید، راحت تر خواهد کرد.

“من در شروع خوردن قورباغه مشکل دارم.”

این مشکل قابل درک است. این امر به ویژه زمانی صادق است که شما کاری را که باید انجام دهید دوست ندارید. اینجاست که قانون دوم قورت دادن قورباغه در آمده است:

اگر مجبورید یک قورباغه زنده را بخورید، وقت خود را برای نشستن و نگاه کردن به آن تلف نکنید. هرچه بیشتر بنشینید و به قورباغه ای که باید بخورید فکر ‎کنید، انگیزه کمتری برای انجام این کار خواهید داشت. بلافاصله اقدام کنید. پیشرفتی که به دست می‎آورید باعث ایجاد شتاب می‎شود و هماهنگ شدن با آن را آسان تر و آسان تر می‎کند.

“من نمی‎توانم در محل کار خود زمانی برای قورت دادن قورباغه ام پیدا کنم. به محض رسیدن به آنجا، همه چیز آشفته می‎شود”.

چه رئیس باشید و چه کارمند، این امر می‎تواند درست باشد. ممکن است افرادی در محل کار منتظر شما بوده و به محض اینکه پای خود را در دفتر نهادید خواستار توجه شما باشند. در حالی که وضعیت‎های متفاوت بیشماری وجود خواهند داشت، توصیه کلی در اینجا یکسان است.

برخی اوقات در ابتدای روز سعی کنید از خوردن قورباغه خودداری نمایید. شاید این بدان معناست که می‎بایست نیم ساعت زودتر می‎آمدید (در این صورت باید کمی‎ هم زودتر مرخص شوید) تا بتوانید قبل از ورود همه، کمی در سکوت کار کنید. یا شاید بتوانید از در پشتی وارد شوید و درب دفتر خود ببندید. بدون اینکه به کسی بگویید که در آنجا در حال تمرکز روی انجام کاری هستید.

اگر در حال دورکاری هستید، شاید فقط لازم باشد ایمیل مشتری خود را باز نکنید یا بلافاصله وارد Slack شوید. مهم نیست که چه راهکاری را برای پیدا کردن وقتی در صبح برای خوردن قورباغه کاری خود به کار می‎بندید، روز خود را از شب قبل برنامه ریزی کنید تا انجا کارها برایتان بسیار ساده تر گردد.

برایان تریسی می‎گوید هر دقیقه‎ای که صرف برنامه ریزی می‎گردد، 10 دقیقه در اجرای برنامه صرفه جویی می‎کند. به همین دلیل است که برنامه ریزی روز آینده از شب قبل، عادت شماره یک میلیونرها است. با کار کردن از روی یک لیست از پیش تهیه شده، می‎توانید بازده خود را تا 25٪ افزایش دهید. هنگامی‎ که این کارآیی را با خوردن قورباغه خود ترکیب می‎کنید، می‎توانید بدون صرف وقت زیاد، پیشرفت های چشمگیری در مهمترین پروژه های خود داشته باشید.

عادت خوردن قورباغه

خوردن قورباغه (یا کار بر روی MIT ) ممکن است رویکردی انقلابی به نظر نرسد. قطعاً کار پیچیده‎ای نیست، اما کارایی دارد. راز آن این است که آن را به یک عادت تبدیل کنیم. موفقیت در ثبات یافت می‎شود.

“موفقیت چیزی جز چند نظم ساده نیست، که هر روز تمرین می‎شود. در حالی که شکست فقط چند خطا در قضاوت است که هر روز تکرار می‎شود. “.

برایان تریسی در کتاب خود، 3 مرحله برای ایجاد یک عادت موفقیت آمیز عنوان می‎کند:

  1. تصمیم بگیرید که عادت به انجام وظیفه را ایجاد کنید.
  2. به خودتان نظم دهید و اصولی که می‎خواهید را بارها و بارها انجام دهید، تا اینکه خودکار شوند.
  3. همه کارهایی را که انجام می‎دهید با اراده محکم ادامه دهید تا اینکه به صورت یک عادت در آید و به یک قسمت دائمی ‎از شخصیت شما تبدیل شود.

بیایید این موارد را یک به یک تجزیه کنیم؛

ابتدا تصمیم بگیرید. اینجاست که تغییر مثبت در ذهن شما آغاز می‎شود. باید اطمینان داشته باشید که این عادت تأثیر مثبتی بر آینده شما خواهد گذاشت. اگر مطمئن نیستید که این قضیه کار خواهد کرد (یا در وضعیت فعلی خود به اندازه کافی ناراحت و ناراضی نیستید)، انگیزه کمی‎ دارید که چیز جدیدی را امتحان کنید.

در مرحله بعد، شما باید این نظم را در زندگی خود برقرار سازید و این کار را بطور مداوم انجام دهید. اینجا همان جایی است که اثر مرکب شروع می‎شود. عملکرد مداوم می‎تواند نتیجه ای فراتر از بهترین تصورات شما ایجاد کند. خوشبختانه، به طور کلی هرچه بیشتر کاری را انجام دهید، آسانتر می‎شود.

عادات (یا مناسک، که می‎خواهیم آنها را در اینجا AE بخوانیم) مکانیزم کارآیی بدن شما هستند. عادتها انرژی مورد نیاز برای انجام کار را کاهش می‎دهند. این امر باعث می‎شود در روزی که واقعاً به آن انرژی احتیاج دارید، ذخیره بیشتری داشته باشید و هرچه با عادت قورت دادن قورباغه خود سازگارتر باشید، این قضیه خودکارتر و بی دردسر تر می‎شود.

اما این بدان معنا نیست که همیشه آسان است. بعضی روزها احساس می‎کنید نمی‎خواهید قورباغه خود را قورت دهید. در آن روزها باید با عزمی راسخ ادامه دهید. ضرب المثلی آفریقایی وجود دارد که می‎گوید “دریاهای صاف ملوانان ماهری پرورش نمی‎دهند.” اگر می‎خواهید بهتر باشید، باید بهتر شوید. باید مقاومت کرده و برخی موارد را پشت سر بگذارید.

برای ایجاد عزم و اراده دو کار وجود دارد:

  1. یک “چرا”ی قوی برای عادتی که می‎خواهید ایجاد کنید داشته باشد. ویکتور فرانکل، یک بازمانده از اردوگاه کار اجباری جنگ جهانی دوم، در جایی گفت، “کسی که دلایلی برای زندگی کردن دارد می‎تواند تقریباً تحمل کند.” این امر در مورد اهداف شما نیز صدق می‎کند. پرسش “چرا” می‎تواند هدف شما را زنده نگه دارد. هنگامی ‎که تمایل ندارید تعهدات خود را دنبال کنید، به شما کمک می‎کند تا ثابت قدم باشید. و اگر “چرا”ی شما برای اقدامتان الهام بخش نیست، فقط به این دلیل است که به اندازه کافی قوی نیست. باید عمیق تر حفاری کنید.
  2. با افرادی که از شما پاسخ می‎خواهند و به شما اجازه شکست نخواهند داد، همراه باشید. در فشار مثبت همراهان، قدرت وجود دارد. ممکن است نخواهید هر روز صبح زود برای خوردن قورباغه خود بلند ‎شوید. اما اگر ‎بدانید گروه همراه شما هفته آینده در ارتباط با آن از شما سؤال می‎کند، به هر حال این کار را انجام خواهید داد. شما نمی‎خواهید عذری برای تصمیم خود نزد گروه بیاورید و این می‎تواند انگیزه لازم برای اقدام را فراهم نماید.

همچنین اگر نیاز به پاسخگویی دارید اما نمی‎دانید با چه کسی در تماس باشید، Dojo  را بررسی کنید. این سایت حتی یک بخش کامل در بخش خصوصی (“گوشه پاسخگویی”) دارد که به افراد در انجام تعهدات و دستیابی به اهدافشان کمک می‎نماید.

اقدامات بعدی

در این قسمت نحوه استفاده از این تکنیک از همین حالا ارائه شده است.

  1.  لیستی از کارهایی را که فردا قرار است انجام دهید و شما را به اهدافتان نزدیکتر می‎کند، بنویسید. این کار را ابتدا برای زندگی شخصی خود انجام دهید و بعد برای شغل خود تکرار کنید. می‎توانید این سؤالات را از خود بپرسید:
  • با ارزشترین فعالیت‎های من چیست؟
  • چه کاری می‎توانم انجام دهم که این کار خوب انجام شود و اندکی تغییر در آن ایجاد گردد؟
  • با ارزش ترین استفاده‎ای که می‎توانم در حال حاضر از وقت خود کنم چیست؟
  1. جواب سوال آخر بزرگترین قورباغه شماست. این اولین کاری است که فردا می‎خواهید انجام دهید.
  2.  ذهن خود را برای انجام موفقیت آمیز آن کار در روز آینده آماده نمایید. برنامه ریزی کنید که فردا صبح می‎خواهید آن کار را به چه صورت انجام دهید. تمام ابزارهای لازم را آماده و در محل حاضر نمایید. از نظر برخی، این بدان معناست که زودتر از خواب بیدار شده و یا زودتر در محل کار خود حاضر شوید. اگر فکر می‎کنید این کار احتمال عدم حواس پرتی را افزایش می‎دهد، آن را انجام دهید تا بتوانید روی مهمترین وظایف خود تمرکز کنید.
  3. در پایان روز کاری خود، مرحله 1 را تکرار نمایید. همه روزهای کاری.

انجام مراحل فوق در هر روز کمتر از 5 دقیقه طول می‎کشد، اما می‎تواند زندگی شما را به طرز چشمگیری تغییر دهد. در بخش نظرات به ما اطلاع دهید که چگونه توانستید با استفاده از این نکات ساده بهره‌وری خود را در زندگی و در محل کار افزایش دهید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *