با سیستم سازی، کسب وکار رشد خواهد کرد با این تفاوت که مثل بسیاری از کسب و کارهای دیگر به صورت کولونی‌ وار و بی‌حسب و کتاب رشد نکرده و پایه‌هایی ایجاد کرده‌ اید که علاوه بر سرعت بخشیدن به رشد کسب و کار، بقای شما را حفظ کرده و از شکست‌ها سنگین ناگهانی جلوگیری می‌کند.

 

معمولاً رویه شکل‌گیری و رشد در کسب و کارهای کوچک به این صورت است که ابتدا یک نفر شروع به انجام همه کارها می‌کند و فروش را بالا می برد. سپس نفرات جدید را در حوزه تولید و فروش جذب می کند و به همین صورت کولونی وار رشد می کند تا نهایتاً روزی متوجه می‌شود که کنترل امور از دستش خارج شده و بدون حضورش کارها به درستی انجام نمی‌شود. این کسب و کار به شدت در خطر ورشکستگی است.


به روایت زیر توجه فرمایید:

خانم راکو در زیرزمین خانه خود سفالگری می کرد. سفالگری در برگیرنده وظیفه روشنی بود:

آماده کردن خاک سفال، شکل دادن به ظرف های سفالی، پرداخت آنها در حالی که هنوز خشک نشده اند، آماده کردن لعاب، پرداخت ظرف ها و پختن آنها در کوره.

 

در هماهنگ کردن این کارها هیچ گونه دشواری پیش نمی‌آمد و او به تنهایی همه آنها را انجام می داد. اما جاه طلبی خانم راکو و زیبایی ظرف‌هایش دردسر تازه ای برای او پدید آورد. پس از مدتی سفارش ها از گنجایش تولیدی او فراتر رفت. از این رو خانم راکو دوشیزه بیسک را که خواهان فراگیری این فن بود، بکار گمارد. درخواست فروشگاه‌های صنایع دستی برای ظرف‌های خانم راکو تقسیم کار بین دو نفر را اجتناب ناپذیر کرد. قرار شد خانم بیسک خاک سفال را فراهم و لعاب را آماده کند و خانم راکو باقی کارها را انجام دهد.

 

تقسیم کار، دشواری کوچکی را پدید آورد. به این معنی که کار دو نفر در کارگاه باید هماهنگ می شد. با توجه به کوچک بودن مجموعه، این هماهنگی از راه ارتباط غیررسمی به آسانی انجام می گرفت. کارها خوب پیش می رفت و طولی نکشید که سیل سفارش ها به سوی خانم راکو سرازیر شد طوری که به همکاران زیادتری نیاز پیدا شد.

 

این بار خانم راکو بر آن شد که همکاران تازه را بصورت مستقیم از آموزشگاه‌های سفال‌گری محل به کار گمارد تا بتوانند کار پیکره‌دهی ظرف ها را نیز انجام دهند. در حالی که آموزش خانم بیسک به درازا کشیده بود، سه همکار تازه او از همان آغاز به دقت می‌دانستند چه باید انجام دهند. از این رو پدید آوردن هماهنگی حتی میان پنج نفر دشواری پیش نیاورد. اما آنگاه که دو نفر جدید دیگر به گروه پیوستند، دشواری هماهنگی آشکار گردید.

 

یک روز سطل لعاب از دست خانم بیسک افتاد و پنج ظرف شکست. روز دیگر که خانم راکو کوره را گشود، دید گلدان های سقف‌آویز به اشتباه با رنگ قرمز مایل به بنفش لعاب داده شده‌اند. در اینجا خانم راکو دریافت که هفت نفر در یک کارگاه کوچک نمی‌توانند همه کارهای خود را از راه مکانیزم ساده ارتباطات غیر رسمی هماهنگ کنند.

 

چیزی که اوضاع را نابسامان‌تر می‌کرد این بود که خانم راکو که اینک خود را رئیس شرکت سرامیک می‌نامید، ناگزیر بود وقت بیشتری را با مشتریان خود بگذراند. در واقع در این روزها بیش از آنکه لباس کار بپوشد در لباس رسمی ظاهر می‌شد. از این رو خانم بیسک را به مدیریت کارگاه گماشت تا همه وقت خود را به نظارت و هماهنگی کار پنج نفر تولید کننده ظرف ها اختصاص دهد.

 

شرکت به بالندگی خود ادامه می داد اما بکارگماری یک تحلیل‌گر کسب و کار با هدف سیستم سازی بار دیگر شرایط ویژه ای پدید آورد. این شخص سفارش کرد که هر فرد تنها یک وظیفه را در یکی از خط های تولید  ظرف های سفالی، زیرسیگاری، گلدان سقف آویز، مجسمه سرامیکی حیوانات به عهده گیرد.

 

(توجه: او در ابتدا کلان سیستم‌ها وزیرسیستم‌ها و روندهای انجام کار را شناسایی کرد سپس برای هر فعالیت چگونگی انجام را مشخص و مسئول انجام را تعیین کرد. این اقدام او همان سیستم‌سازی کسب و کار است. در فصل چهارم این موضوع کاملاً شرح داده شده است.)

 

حالا نفر اول خاک را آماده می کند، دومی به آن شکل می دهد، سومی با ابزارهای ویژه ای آن را پرداخت می کند و به همین گونه تا پایان. (سیستم تولید). به این ترتیب، تولید چهار خط مونتاژ را بر می‌گرفت. هر فرد از دستورهای کار استاندارد شده ای که از پیش برای ایجاد هماهنگی کارها گردآوری شده بود پیروی می کرد.

 

البته اکنون دیگر شرکت سرامیک، فراورده های خود را به فروشگاه های صنایع دستی نمی‌فروخت. خانم راکو تنها سفارش‌های عمده را که بیشتر از سوی فروشگاه‌های زنجیره ای بود می پذیرفت. (یکی از گام های سیستم‌سازی آنالیز مشتریان است که در فصل های بعدی در این خصوص توضیحات تکمیلی ارائه شده است)

 

جاه طلبی خانم راکو پایانی نداشت و هرگاه فرصتی برای تولید فراورده‌ای تازه پیش می‌آمد، از آن استفاده می کرد. (سیستم تحقیق و توسعه)

 

نخست کاشی سرامیک تولید کرد، سپس لوازم حمام و سرانجام آجرهای تزئینی ساخت. در نتیجه شرکت به سه بخش تقسیم شد:

• بخش تولیدات مصرفی
• بخش تولیدات ساختمانی
• بخش تولیدات صنعتی

 

خانم راکو فعالیت‌های این سه بخش را از راه مطالعه گزارش‌های فصلی عملکرد آنها در دفتر کارش واقع در پنجاه و پنجمین طبقه برج نقره ای هماهنگ می‌کرد و اگر به کاهشی در میزان سودها و بالندگی واحدها از ارقام پیش بینی شده بر می خورد، اقدامات خاصی انجام می داد.

 

بنابراین به سادگی‌ می‌توان متوجه شد که چرا خانم راکو توانست به خوبی و به سرعت رشد کند بی‌آنکه شکستی را در مسیر خود تجربه کند! پرش کسب و کار خانم راکو از زمانی آغاز شد که در کسب و کارش سیستم سازی را آغاز کرد تا زمان اش برای انجام توسعه آزاد شود و در عین حال کارهای قبلی که خودش انجام می داد با همان کیفیت به مسیرشان ادامه دهند.

شما نیز می توانید مثل خانم راکو، کسب و کار خود را ایجاد کنید، با سیستم سازی آنرا رشد دهید و تبدیل به یک شرکت بزرگ با سود سرشار کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *